|
!Welcome To My Page
|
||
فینگلیش بنویس، فارسی فکر کن!
نسبت سرویس پیام کوتاه یا همان اس ام اس با مقوله زبان چگونه نسبتی است؟ آیا همانطور که بسیاری معتقدند اس ام اس از طریق محدود کردن دایره واژهگانی ما، اثری منفی بر زبان خواهد گذاشت؟ و یا برخلاف نظر پیش گفته بشر بی وقت و حوصله قرن 21 را در انتقال مفاهیمی که برای بیان، به واژه های متعدد نیازمندند یاری خواهد رساند؟
هر طرف دعوا که باشید، می توانید استدلالاتی متقن را پشتوانه رای خود کنید. این نوشتار قصد دارد فارغ از بحث های فنی و آکادمیک، به ماهیت این سرویس پرداخته و به معرفی آن از زاویه دیدی دیگر بپردازد.
همه ما کم و بیش اس ام اس را تجربه کرده ایم. این تجربه گرچه به مدد تکنولوژی و با ابزاری مادی انجام شده است لیک متفاوت از تجربیات عینی ما بوده است.
در واقع اغلب ناکامی های ما در مواجهه با تکنولوژی از این دید ناشی می شود که قصد می کنیم انواع پدیده ها را با تعاریف و مرزهای دنیای مادی بشناسیم، با چنین متر و معیارهایی بسنجیمشان و قوانینی همسنگ قوانین جاری در دنیای مادی را بر آن ها تحمیل کنیم. چنین قضاوتی به دلیل تطبیق یک به یک و همان انگاری ای که با دنیای عینیات دارد، تبیین و سپس تحلیل مسائل را با مشکل روبرو می کند.
تکنولوژی به طور اعم و اس ام اس به طور اخص، پس از پیدایش به دلیل ماهیت متفاوت خود، جهان هایی متفاوت با سازکارهایی متفاوت را نیز خلق کرده اند. منظور از جهان های متفاوت فضاهای غیرمادی ای است که در درون و به موازات جهان عینی ما در جریانند. این فضاها را به هیچ وجه نمی توان خرده سیستم های زیست محیط عینی بشر دانست. با این توضیح که لزوما تمام ویژگی های این زیست محیط را منعکس نکرده و خصوصیاتی نه تنها متفاوت و چه بسا متضاد نیز از خود نشان می دهند. این فضاها اغلب مجازی بوده و از قوانین دنیای مادی اطراف ما نیز پیروی نمی کنند.
برای وضوح تصویری که ارائه شد «دنیای وب» به عنوان فضایی که از شمولیت بالایی برخوردار است، می تواند بهترین مثال باشد.
با مفروضات پیش گفته این توضیح ضروری به نظر می رسد که گرچه این فضاها قائم به ذاتند اما نبایستی آن ها را جزیره هایی متروک و به دور از کنش و واکنش با جهان اجتماعی در نظر گیریم.
اگر از این زاویه به تبیین و تحلیل پدیده های جدید بپردازیم در می یابیم که گرچه نوع تکنولوژی ای که فرد مورد استفاده قرار می دهد بر ساختار زبانی وی اثر می گذارد، لیک این تاثیر و تاثر موجبات نگرانی را فراهم نمی کند. چرا که تکنولوژی و در اینجا اس ام اس ناگزیر از خلق زبانی متناسب با فضای خود است. و این زبان در اینجا و متناسب با روحیات انسان امروزی، زبانی موجز با قابلیت انتقال بیشترین معنا از طریق کمترین لغات خواهد بود.
و حتی اگر این انتقال معنا با حروفی غیر از حروف زبان فارسی (فینگلیش نویسی) صورت گیرد، تنها در صورتی به زبان آسیب خواهد رساند که ما به فینگیلیشی تفکر کنیم!
وقت هایی که تلویزیون دانشگاه بدی است
کارکرد سریالهای تلویزیونی چیست؟ و اساسا آیا این سریالها میتوانند کمکی به ارتقای مخاطب اعم از اخلاقی و رفتاری داشته باشند؟ آیا میتوانیم این انتظار را از سریالهای تلویزیونی داشته باشیم که بیماریهای اجتماعی را کاهش دهند؟ و یا در شرایط ایدهآل درمان کنند؟
جواب تفصیلی به این سوالها میتواند با یک فرض تئوریک آغاز و به یک مصداق عینی ختم شود.
فرض تئوریک شامل این توضیح خواهد بود که جهت گیری سریالهای تلویزیونی نسبت به معضلات و ناهنجاریهای اجتماعی – که بهتر است آن را بیماریهای اجتماع بنامیم - اساسا از دو نوع خارج نخواهد بود.
از یک سو این سریالها میتوانند لایههای زیرین جامعه را «رو» آورند و از این طریق بیماریهای اجتماعی را گوشزد و دغدغههای پنهان جامعه را بیان کنند.
خیلی از ما از طریق همین سریالهاست که متوجه میشویم زیر پوست شهر شلوغ ما چه میگذرد، معنی بعضی رفتارها از سوی قشری که مثلا شناخت زیادی روی آن نداریم چیست، برخی اصطلاحات مربوط به کدام معضل از کدام طبقه اجتماعی است، ... و این فهرست میتواند همین طور ادامه داشته باشد.
حسن چنین رویکردی این خواهد بود که رسانه یک بیماری اجتماعی را شناسایی کرده، نشانههای آن را به افراد – اعم از شهروند معمولی و مسئول - گوشزد میکند. در این رویکرد کار رسانه میتواند همین جا پایان یابد و یا با پیگیری مسئله پیش کشیده خواهان بهبود آن باشد.
رویکرد دوم در خصوص برخورد رسانه با بیماریهای اجتماعی شکل مشدد و تکرار بی رویه رویکرد اول است. با این توضیح که وقتی نمایش یک بیماری اجتماعی بارها و بارها تکرار میشود، این بیماری به عنوان «یکی از معضلات جامعه» شناخته نخواهد شد، بلکه این «خود جامعه» است که این طور معرفی میشود.
مصداق این نظر، تکرار در نمایش «بی حرمتی به بزرگتر» است. سریالهای شبانه سیما با این تکرار مکرر، خواسته یا ناخواسته سعی در القای این نظر دارند که بی حرمتی به بزرگتر در جامعه نه اینکه امری محتمل و نه حتی رایج، بلکه حتمی و قطعی است.
نمایش مکرر یک رفتار نادرست نه تنها به حل آن کمکی نخواهد کرد بلکه آموزشی غیر مستقیم و ناخودآگاه برای بیننده آن خواهد بود.
«بی بی سی» گزارش می دهد؛
محمد(ص)، پیامبری که از نو باید شناخت
جهان را چگونه می شناسیم؟ چه راههایی برای شناخت آن وجود دارد؟ تجربه، تبادل و تسهیم، کتاب؟ اغلب ما جهان را از طریق «رسانه» می شناسیم. این ایده که تصاویر ذهنی ما متاثر از رسانه هایی است که استفاده می کنیم کمتر مورد تردید است. در واقع رسانه، واسطه ای است بین ما و جهانی که در آن زندگی می کنیم. تجربیات مستقیم ما کمتر از آنی است که جهان بینی کلی ما را بسازد. ما اغلب دیدگاه های خود را از طریق رصد رسانه های گوناگون تکمیل می کنیم.
این روند که به «بازنمایی» مصطلح است، وقتی شکل فاجعه به خود می گیرد که ارزش های خود را از طریق رسانه هایی که به صلاحیتشان شک داریم بگیریم.
تمام خبر این بود: «بی بی سی درباره زندگی پیامبر اسلام(ص) مستند میسازد.» و در ادامه آمده بود:« برای اولین بار شبکه تلویزیونی «بی بی سی» مستندی درباره زندگی پیامبر اسلام(ص) تولید خواهد کرد.»
اینها را هم نوشته بودند که بدانیم: کارگردان این مستند سه قسمتی «راجه عمر» خبرنگار سابق بی بی سی است که حالا در بخش انگلیسی زبان شبکه الجزیره گزارشگری میکند.
بله درست خواندید: قرار است در این مستند زندگانی پیامبر اسلام(ص) از برگزیده شدنشان به نبوت در مکه و تلاشهایشان برای گسترش دین اسلام تا معراج و مهاجرت به مدینه برای بنیانگذاری نخستین پایگاه دین اسلام مورد بررسی قرار گیرد.
بیش از آنکه افسوس بخوریم که چرا فیلمبرداری این مجموعه فقط در عربستان، بیتالمقدس، ترکیه، سوریه، اردن، آمریکا و انگلستان انجام خواهد گرفت و چرا ایران نباید در این لیست جایی داشته باشد تا نقطه نظرات علمای شیعه و محققین تاریخ اسلام ایرانی نیز همسنگ دیدگاههای اندیشمندان دیگر کشورها در این مستند منعکس شود، باید از این متاسف شویم که چرا ساخت چنین مجموعهای، با بعدی بینالمللی توسط مستندسازان ایرانی صورت نگرفته است.
«بی بی سی» بنا به شناختی که از اعتقادات مذهبی مسلمانان دارد قرار است هیچ تصویری از پیامبر اسلام(ص) را به نمایش در نیاورد و حتی اعلام کرده که «زندگی خصوصی رسول اکرم( ص) هم دستمایه کار قرار نمیگیرد.» فارغ از اعتباری که این رسانه از پرداخت چنین موضوعی کسب میکند، مگر تمام نگرانیها در نمایش یا عدم نمایش تصویر مبارک پیامبر(ص) خلاصه میشود؟ آیا نباید از پیامبری که توسط بی بی سی بازتعریف و به جهان معرفی میشود بیم داشت؟
نقاشیهایی پر از بصیرت و آگاهی
در وبلاگ یک هم رشتهای ناشناس برداشتی خاص از دروس دوره ابتدائی را خواندم. نویسنده، در پستی از وبلاگ خود با اشاره به یکی از دروس دوره ابتدائی، به ارائه خوانشی یکسویه پرداخته است. این پست، نوشتاری است درخصوص ظلمی که به خاطرات نوستالژیکمان میکنیم.
گرچه راقم مصرانه اعتقاد بر این دارد که کتب آموزش رسمی ما متاثر از گفتمانی ایدئولوژیک است و ذهن خلاق و جستجوگر کودک را متوجه مباحثی میکند که با تعصب و دگماندیشی سعی در القای برداشتی خاص از جهان دارد. اما در این مورد با نوشتار پیشگفته همرای نیستم.
«نان» و «آب»، در این درس گزارههایی صرفا مادی نیستند و به طور ضمنی نوعی از حمایت را نشان میدهند. امر مبرهن برای راقم این است که کودک در سنین پائینتر، حمایت را با کلمات «آب» و «نان» درک میکند. به تدریج و با افزایش سن و گسترش تجربه ذهنی فرد، این تفکر به تکامل میرسد و این معنای ضمنی درونی میشود.
نویسنده محترم چگونه انتظار و درکی از «آموزش» دارند که از درگیر کردن ذهن کودک با مفاهیم «آگاهی» و «بصیرت» سخن میگویند؟! به نظر ایشان، با توجه به اینکه دوره کارشناسی ارشد رشته ارتباطات را میگذرانند، آیا وارد کردن چنین مفاهیمی به دنیای ذهنی کودک برهم خوردن فضای ذهنی او را موجب نمیشود؟! کلمات و مفاهیم، ذهنیت را میسازند و ذهنیت، رفتار را میسازد؛ آیا میتوانید نقاشیهایی را که با «آگاهی» و «بصیرت» کشیده شدهاند، تصور کنید؟!
تنها به یک مورد برای نقض نظر ایشان بسنده میکنم و آن اینکه آیا با درس «تصمیم کبری»، تصمیم و تصمیمهای بزرگ برای ما دغدغه شد و از بی برنامگیها رها شدیم؟؟؟
برای اطلاع از نظر سایر همکلاسی ها اینجا کلیک کنید.
هفت تیرت را بکش
سلاح تو، استدلال توست
برای هرکدام از ما بارها پیش آمده که هنگام گفتگو و یا احیانا جدل لفظی با فردی، متوجه اشتباه بودن استدلالات او بودهایم اما توانایی توجیه وی را ناممکن دیدهایم. دراینباره هرچه تلاش کردهایم و هرچه کلمات را از پیش و پس ذهنمان فراخواندهایم کمترنتیجه گرفتهایم. دراین رهگذر گرچه قوای ذهنی خود را تقلیل دادهایم اما موفق به ایصال به مطلوب نشدهایم که نشدهایم!
در این مواقع اگر کوشش خود را به جای شناخت «سخن» افراد و پاسخ دادن به آنها، معطوف به سنجش «منطق» مورد استفاده آنها میکردیم؛ نه تنها این ناتوانی در ما ایجاد نمیشد بلکه توان توجیه وهمراه نمودن شخص موردگفتگو را نیز مییافتیم.
این توانش گرچه در وجود هرانسان ذیعقلی نهفته است اما باروری وحصول به درجات عالی آن مستلزم استفاده از ابزاری است که این توانایی بالقوه را بالفعل نموده و امکان «رمزخوانی» گفتگوهایمان –حتی گفتگوهای روزمرهمان- را به ما بدهد.
اصطلاح «رمزخوانی» دراینجا معطوف به شناسایی عباراتی است که گرچه ظاهرا منطقی هستند اما در بطن خود دارای چینشی خاص هستند که ما را از هدف اصلی دور کرده و ایجاد «مغالطه» میکنند. و «مغالطه»، شکلهایی ازاستدلال است که نتیجه آن تابع مقدمه یا مقدمههایش نبوده و انواع خطاها وآشفتگیهای لفظیای که فرد در رابطه با استدلال دچار آنها میشود را شامل میشود.
نکته مهم درتبیین مفهوم مغالطه این است که آگاهانه و عمدی بودن یا غیرآگاهانه وسهوی بودن آن، تاثیری در تعریف آن و نهایتا در ارتکاب آن، ندارد.
پس نکته اساسی توجه به «نحوه استدلال» موجود در سخن افراد است، و نه «نیت» آنها. حال سؤال اساسی این است: چگونه میتوان به این خطاهای استدلالی و نحوه ایجاد آنها پی برد؟
گرچه شاید حصول به گسترش قوای عقلی و منطقی برای تشخیص هرگونه خطای احتمالی در بیان افراد، مستلزم سالها تحصیل و ممارست به نظر رسد اما استفاده از کتابهایی که علم منطق را به صورت کاربردی برای مخاطب عام آموزش میدهند، راه میانبری است برای رهایی از مهلکههای دشواری که گاه در تجربهها و گفتگوهای عادی نیز به سراغمان میآیند.
"مغالطات"، یک نمونه ناب از چنین کتابهایی است که به تعریف مغالطه، تاریخچه و شناساندن انواع آن درقالب مثالهایی مجزا و متنوع میپردازد.
این کتاب گرچه در دسته بندیهای آکادمیک، در زیرشاخهای از کتب علومانسانی جای میگیرد اما نکتهای که در این میان مورد توجه است وجه "کاربردی" آن در مقایسه با دیگر کتب حوزه منطق است. "مغالطات"؛ با توجه به هر دو گروه مخاطب خاص و عام، این امکان را برای مخاطب خاص خود به وجود آورده که انواع مغالطه و خطاهای استدلالی را که در کتب دیگر به طور پراکنده خوانده، به صورت مدون در اختیار داشته باشد و از سوی دیگر با نگارشی روان، سلیس و همهکسفهم-که برای یک دانشآموز دوره متوسطه نیز کاربرد و کارآیی خواهد داشت- به مخاطب عام خود یکی از ابزارهای منطقی را معرفی میکند که در زندگی روزمره نیز توانایی استفاده و به کارگیری آن را خواهد داشت.
فهرست مطالب کتاب به این قرار است: تبیینهای مغالطی؛ ادعای بدون استدلال؛ مغالطات مقام نقد؛ مغالطات مقام دفاع؛ مغالطه در استدلال(1): مغالطات صوری؛ مغالطه در استدلال(2): مغالطات ناشی از یک پیشفرض نادرست و مغالطه در استدلال(3): مغالطات ربطی.
کتاب «مغالطات»، نوشته علیاصغر خندان درشمارگان 1500 نسخه و قیمت 36000 ریال توسط موسسه بوستان کتاب منتشرشده است.
|
|