|
!Welcome To My Page
|
||
ناشناسی در وب
نگاهی به پدیده ی وبلاگ نویسی بدون افشای هویت نویسنده
باور نویسنده بر این است که نوشتن در وبلاگ، مساوی است با ورود به عرصه ی عمومی. اگرچه با نگاه به محتوای بلاگ های ایرانی، به استفاده هایی کاملا شخصی از این رسانه نیز برمی خوریم؛ کاربری هایی از قبیل نوشتن خاطرات شخصی، انتشار جوابیه به یک دوست و غیره. اما این نکته را نیز نباید از نظر دور نگاه داشت که گرچه محصول نهایی که به صورت "Post" در می آید، اثری کاملا شخصی و فردی است اما قطعا قرار گرفتن آن در فضای Cyber به معنی این خواهد بود که این "محصول شخصی" درمعرض دید و قضاوت عموم قرار دارد.
با چنین نگرشی است که نویسنده استفاده های شخصی و خصوصی از این رسانه را تقبیح کرده و حوزه ی بحث را به وبلاگ هایی که به مسائل غیر شخصی می پردازند محدود کرده است و بررسی علل و انگیزه های رویکرد به خصوصی نویسی را به بحث های روانشناختی می سپارد!
مقدمه
یکی از چالش های پیش روی دموکراسی های کنونی که تحت برخی شرایط می توان از آن به عنوان بحران یاد کرد، "انحصاراطلاعاتی" است؛ انحصار در تولید، توزیع و دریافت اطلاعات. شاید با توجیهاتی از قبیل حفظ امنیت ملی کشورها بتوان وجود انحصار و همینطور کنترل دروازه بانان در سطوح مختلف را قابل دفاع دانست. اما نکته ای که در این میان بایستی در نظر گرفته شود گرایش افراد به جریان دوسویه و تعامل گونه است. به بیان دیگر افراد به همان میزان که به دریافت اطلاعات نیازمندند، برای رسیدن به رضایت خاطر به ابتکار در مراحل تولید و توزیع نیز تمایل دارند.
وسایل ارتباط جمعی در سیر تکوینی خود، اکنون به مرحله ای رسیده اند که تفکرات انحصار طلب را با مشکل مواجه کرده اند. اکنون در زمانی از تاریخ تکامل "رسانه" قرار گرفته ایم که با در نظر گرفتن پدیده هایی از قبیل وبلاگ ها امکان "تولید و توزیع" برای هر فرد عادی نیز فراهم است.
این موضوع در جوامعی اهمیت بیشتری پیدامی کند که امکان نقد حکومت به طور طبیعی از افراد گرفته شود و کانال های رسمی نقد، مسدود و پندار مالکان در مورد"رسانه" نیز آن را به مثابه ابزاری در جهت انتقال "اوامر حکومت" به قاعده ی جامعه در نظر بگیرد و نه به عنوان واسطه ای برای رساندن "نظرات و انتقادات افراد و نخبگان خارج از دایره ی حکومت" به رأس هرم قدرت.
با پذیرش این مقدمه، می توان نقش وسایل ارتباطی -به خصوص وسایل نوین ارتباطی، با توجه به داشتن امکاناتی مبنی بر تعاملات چند سویه- درجوامع را از زاویه ی تحکیم و یا تضعیف دموکراسی مورد بررسی قرار داد.
از این میان، تمرکز نوشتار حاضر بر پدیده ی وبلاگ نویسی با رویکرد بر ناشناس نویسی است.
بخش اول: ماهیت وبلاگ نویسی
امروزه وبلاگ نویسی به عنوان نوعی روزنامه نگاری مطرح است(ن ک: شکرخواه1384) که از مشخصات اصلی آن می توان به ساده نویسی و کوتاه نویسی اشاره کرد. به جهت این ویژگی ها و همچنین کاربری فوق العاده آسان، وبلاگ نویسی در هر سن و طبقه ای طرفداران خود را یافته است که به فراخور علاقه و اهداف به بیان اندیشه های خود از این طریق مبادرت می ورزند.
محتوای وبلاگ ها از اشتراک خاطرات کاملا شخصی تا تبادل آراء کاملا تخصصی و علمی متفاوت است. اما مشخصه ای که توجه بسیاری را به خود جلب کرده همان افزایش مشارکت مخاطب و سرعت دریافت Feed Back است که به لحاظ همزمانی قابل مقایسه با Feed Back در ارتباط چهره به چهره است.
از دیگر برجستگی های وبلاگ ها، امکانی است که در جهت ایجاد ارتباط افقی فراهم آورده اند. امکانی که به جهت دوری ذاتی این نوع ارتباط (ارتباط افقی) با کانون های قدرت، توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است.
بخش دوم: امتیازات و آسیب های ناشناس نویسی
با مشاهده ی نتایج برخی تحقیقات می توان بین فضای سیاسی-اجتماعی جوامع و گسترش وبلاگ نویسی رابطه ای معکوس را استنباط کرد(ن ک: ضیایی پرور1387). به این معنا که هر چه فضای سیاسی برای ابراز عقیده تنگ تر شود و امکان اظهار نظر از طریق تریبون های رسمی از افراد گرفته شود، گرایش به سوی راه های آلترناتیو ابراز عقیده خواهد بود. و وبلاگ با توجه به ویژگی هایی که برای آن شمرده شد، آلترناتیوی شایسته ی توجه است.
وبلاگ ها در دنیای امروز به عنوان رسانه ای مطرح شده اند که نهاد های حکومتی بر آن ها نظارت و کنترل تام ندارند و به دلیل ویژگی های خود توانسته اند محدودیت و موانع رسانه های پیشین را حذف و از توان و آزادی بیشتری در ارائه ی اطلاعات و تبادل آراء برخوردار شوند (ملکی زاده1387).
البته گاها ممکن است این آزادی با محدودیت هایی خارج از دنیای وبلاگ مواجه شود، محدودیت هایی که می توان از آن ها تحت عنوان "محدودیت های ناشی از نقش های اجتماعی" نام برد. در چنین مواقعی است که گاها وبلاگ نویس ترجیح را بر عدم افشای هویت خود قرار می دهد و به طور ناشناس به بیان نظرات و ارائه ی ایده های خود می پردازد.
از محسنات این امکان(فاش نشدن هویت نویسنده)، همان رهایی از محدودیت های ناشی از نقش های اجتماعی است. با این توضیح که نویسنده ی مطلب می تواند با آرامش خاطر و بدون ملاحظه کاری های مرسوم به بیان آزاد افکار خود بپردازد.
از دیگر امتیازات ناشناس نویسی تخلیه ی روانی افراد است. به این معنی که گاه به دلیل مقام و جایگاه اجتماعی فرد و مناسبات حاکم بر روابط او، امکان بیان برخی مسائل و یا داشتن نوع خاصی از موضع گیری به طور علنی برای فرد وجود ندارد. در چنین مواقعی افراد می توانند با استفاده از هویتی ساختگی، به ارائه ی نظر و استدلال های خود بپردازند و یا خود را آن گونه که می خواهند نشان دهند، نه آن طور که هستند؛ بدون آنکه از عواقب ناشی از موضع گیری های خود در هراس باشند و به این طریق از انباشت احساس نارضایتی در خود جلوگیری کنند.
امکان نوشتن با هویت غیر واقعی اگر چه دارای محسناتی از آن دست که رفت، خواهد بود؛ اما قطعا با آسیب ها و چالش هایی نیز روبرو خواهد بود.
یکی از چالش هایی که این نوع نوشتن با آن مواجه است، مخدوش بودن اعتبار منبع است. به طور کلی وبلاگ ها از اعتبار چندانی برخوردار نیستند و مشکل استناد به آن ها همواره موجود است. اما این مسئله با مشخص نبودن نویسنده ی آن بیش از پیش پر رنگ خواهد شد.
از دیگر مسائلی که در این حیطه قابل بحث است، مسئله ی "عدم احساس مسئولیت در قبال نوشته" است. چرا که در صورت نا مشخص بودن نویسنده، افراد تنها به این دلیل که پیامد ناشی از مطالب را به عهده ی خود نمی بینند می توانند با استنادات مبهم و بی اعتبار در جهت نشر اقسام شایعه گام بردارند.
همچنین "ذکر نکردن نام وبلاگ نویس می تواند باعث تند تر شدن گرایش آن ها شده و مرز بین واقعیت و شایعه رامخدوش نماید"(ضیایی پرور1387).
دیگر مسئله ای که می توان از آن تحت عنوان چالش نام برد، امکان تحت الشعاع قرار گرفتن هویت واقعی فرد در مقابل هویت ساختگی اوست. بررسی این مسئله مستلزم ورود به مسائل روانشناختی است که چون خارج از حوزه ی تخصصی نویسنده است، از توضیح و تبیین بیشتر آن صرفنظر می شود.
نتیجه گیری
ناشناس نویسی، اگر چه دارای محسناتی می باشد اما چالش هایی را نیز پیش رو دارد؛ چالش هایی از قبیل مخدوش بودن اعتبار منبع، عدم احساس مسئولیت در قبال نوشته، تند تر شدن گرایش فرد و مسائل روانشناختی که مهم ترین آن ها عدم اعتبار و امکان استناد است. چرا که اگر برای "اطلاع" ارائه شده Reference ای در اختیار نباشد تنها راه، اعتبار منبع است. که در صورت نا مشخص بودن منبع امکان استناد به آن با مشکل اساسی روبرو خواهد بود.
اگرچه این قلم همواره حک امضا در زیر اثر را کاری بس حرفه ای تر می داند اما چنین رویه ای درجامعه ای که تنها به جرم داشتن نظر و عقیده ای –و نه ابراز و انتشار آن- افراد را با مسائل عدیده ای مواجه می کنند، هزینه هایی در پی خواهد داشت که قابل چشم پوشی نخواهد بود. در چنین مواقعی رویکرد به ناشناس نویسی امکانی است برای افرادی که حرفی برای گفتن دارند اما تریبونی برای انتشار آن هرگز.
منابع
1. شکرخواه، یونس (1384) روزنامه نگاری سایبر. تهران، ثانیه.
2. ضیایی پرور، حمید (1387) ساماندهی وبلاگ ها و وب سایت ها. تکنولوژی های جدید رسانه ای. ص29.
3. ملکی زاده، اکبر (1387) نگاهی اجمالی به پدیده ی وبلاگ و وبلاگ نویسی در ایران. تکنولوژی های جدید رسانه ای. ص117.
لزوم بازتولید اخلاق و فرهنگ
روی سخن با کسانی است که دغدغه ی تحول رو به افول فرهنگ ایرانی را دارند ومقصود، زیرسؤال بردن فرهنگ اصیل ایرانی نیست؛ چراکه در معرفت نویسنده نسبت به این موضوع، پیش ذهنیتی مبنی بر تقسیم این فرهنگ به دوران گذشته و حال وجود دارد.
اغلب عادت کرده ایم درد هر "بحران تحقیر" ی را با توسل به پیشینه ی سرزمین و قدمت تمدن تسکین دهیم و معمولا هر دریافت احساسی مبنی بر توهین به شعور جمعی را با نطق های آتشین و تنها با تکیه بر "داشتیم ها" و نه "داریم ها"، پاسخ گفته ایم. درک و استفاده ی ما ازفرهنگ غنی و چندین هزارساله مان خلاصه شده در همین حدود است: استفاده از فرهنگی که مرده است.
فرهنگ ایرانی در معنای عام آن، در حال گذر از "خط سقوط" است و بحث های انتزاعی در این مورد، جای خود را به سوژه های عینی تکراری داده اند. و همه ی بحث بر سر همین تکرار است، چراکه این "بی اخلاقی روزمره" کم کم تبدیل به "بی فرهنگی نهادینه شده" در رفتار و منش شهروندان ایرانی می شود.
برای اغلب ما مثل روز روشن است که هر پدیده ی اجتماعی جهت زیست طولانی مدت، نیاز به بازتولید، متناسب با تغییرات محیطی دارد. فرهنگ نیز از چنین قاعده ای مستثنی نیست. نگاهی نه چندان عمیق به حوزه ی فرهنگ درکشور ما اما، نشان از رویه ای دیگر دارد.
ناگفته پیداست که سنگینی بار مسئولیت سترگ بازتولید اخلاق و فرهنگ در جامعه ی امروز، با توجه به سابقه ی غنی مقولاتی از این دست، برعهده ی متولیان فرهنگ این مملکت می باشد که متاسفانه در بازی های سیاسی چنان غرق اند، که گویی وظایف اصلی را از یاد برده اند.
نقدی بر وجوهات تغییر
تغییر بر دو وجه است: یکی "علی الظاهر" (ظاهری) و دیگری "فی الباطن" (محتوایی). تغییر ظاهر آن باشد که جمعی من باب موضوعی کهنه، فرمی نو دراندازند. و تغییر باطن آن است که همان جمع (و یا جمعی دیگر) به سبب سقوط در دره گاه تکرار، زبان از موضوع کهنه برهانند و طرحی تازه آورند، آوردنی! پس تغییر اول نه تغییر است، که "همان" است با شکلی دیگر. و تغییر دویم، تغییر راستین است و اساسا.
حسب چنین تقسیم بندی کهنی، احوالات "صدا و سیما" بر وجه اول است. سیاسیون[۱] این "دانشگاه عموم"، نه بل "کارخانه ی آدم سازی"، به پی آمد نزول افراطی مخاطب در بروج اخیر، ترجیح را بر "تغییر" نهاده بر یک وجه.
و از این میان یکی پیدا نشود عاقل مرد –و شاید عاقله زن- که گوید ایشان را این کار برخطاست. که سبب این خروج "تک صدایی" است واحتیاج خوارج به تنوع و تکثر فی الباطن، نه تنوع و تغییر علی الظاهر.
و دلیل این نقل آن باشد که جامعه متشکل است از افراد به هزاران هزار سلیقه. و این سلایق نه با هم قابل جمع اند در امور. و هر سلیقه محتاج است به پاسخ از طریق "رسانه". و هر رسانه جوابگو نیست هر سلیقه را همیشه.
پس اگر رسانه ای در تعقیب بود تجمیع سلایق را، عقل سلیم حکم کند که سخن از هر دری[۲] به میان آورد به درستی، نه با خطبه کردن "خس و خاشاک".
پس عقلا منتج می شویم[۳] بدین امر مهم که تغییر در اندرون محتویات رسانه مهمتر باشد از رفرماسیون علی الظاهر دروغین.
۱. سیاستگذاران
۲. عقیده ای
۳. نتیجه ی عقلانی
نعمتی بزرگ در دهکده ی کوچک ما
دنیای وب، نعمت بی دریغ عصر ماست. تعبیر آن به "جبر" و تأکید بر وجه تحمیلی آن بر انسان و یا در نظر گرفتنش به مثابه Chance ی برای زیست بهتر در "عصر سرعت"، تنها به پیچیده شدن و یا سهل شدن رابطه ی فردی آدم ها با این "امکان" منجر خواهد شد و تفاوتی در روند تغییرو تحولات آن نخواهد داشت. اینکه آن را خانی گشوده بر خود تلقی کنیم و یا قائل به سیطره ی بیرحم تارهای گسترده ی آن بر زندگیمان باشیم، متعین نحوه ی برخورد ما با این جهان فراخ خواهد بود. از این منظر است که بر اساس نحوه ی برخورد و نوع موضع گیری افراد با این دنیای نسبتا جدید، می توان به دسته بندی هایی جدا از ویژگی های اکتسابی و انتصابی در جوامع انسانی رسید: پذیرندگان و طرد کنندگان .
حتی اگر جزء پذیرندگان هم نباشیم، هر روزه جواب بخشی از نیازهای خود را در آن یافته ایم. ممکن است فرد "سخت گیر" حاضر به رفع نیازهای فردی خود با چنین تکنولوژی ای نباشد اما قطعا انجام برخی امور و تعاملات اجتماعی بدون استفاده از امکانات آن میسر نخواهد بود.
صرف نظر از ایده ی "رفع نیاز"، استفاده از امکانات غیر ضروری و در عین حال جالب دنیای وب نیز شایسته ی توجه است. از همین جنس است نگاه به پدیده ی وبلاگ نویسی.
همه روزه افراد بسیاری پشت کامپیوترها می نشینند و با سرعت فرمان های مغز خود را نقش صفحات مختلف وب می کنند. اینکه نوشته های آن ها برای چه کسانی Post می شود و با چه اهدافی، موضوع بحثی بسیط خواهد بود. اهداف نویسندگان بسته به دیدگاه ها، تخصص ها و تفاوت ها می تواند شامل طیفی وسیع باشد. اما با نگاهی گذرا به وبلاگ های فارسی زبان، مشخص نبودن مخاطب و هدف به ترجیع بند اغلب آن ها مبدل شده است.
"تعین هدف" و "تشخص مخاطب" که معرف مرزها و چهارچوب ها در عالم نگارش به طور اعم و دنیای وبلاگ به طور اخص خواهد بود، شاید منجر به محدودیت هایی برای نویسنده شود اما مطمئنا از سردرگمی و بلاتکلیفی افرادی که با این صفحات مواجه می شوند خواهد کاست.
در پس چنین نگرشی است که "صفحه" ی پیش روی شما، توسط نویسنده ی آن گشوده شده است. سفیدی صفحه با موضوعات روز پر خواهد شد. طبیعی است که نگرش شخصی نویسنده از پس مطالب شناخته خواهد شد اما لازم به ذکر می دانم که همواره سعی ام پرداخت مباحث روز با دیدی انتقادی خواهد بود. امید است بر این نقادی آماتورمآب، روح استدلال و منطق حاکم شود. افق وبلاگ، نگاه به "وضع مطلوب" در نظر گرفته شده و مخاطب آن تمامی دوستانم در "گروه ارتباطات" خواهند بود.
عنوان:
نا شناسی در وب
یا
نوشته ای بدون امضا
مقدمه: نگاهی به نویسندگی (با تکیه بر وبلاگ نویسی) بدون افشای هویت نویسنده.
بخش اول: محاسن
1-1 گسترش آزادی بیان
1-2 رهایی از محدودیت های ناشی از "نقش" های اجتماعی
بخش دوم: آسیب ها
2-1 مخدوش بودن اعتبار منبع
2-2 عدم داشتن مسئولیت درقبال نوشته
نتیجه: -
فهرست منابع: -
توضیح: دقیقا نمی دونم این موضوع به مقاله می خوره یا یادداشت (؟).
عنوان:
دموکراسی و نظارت بر دموکراسی
مقدمه: توصیف دموکراسی و بیان ارکان آن، با تکیه بر انتخابات. و گریزی بر نقش و وظایف نهادهای نظارتی در جامعه.
بخش اول: دموکراسی: تجربه هایی عینی (برشماری ظواهر و نشانه های دموکراسی درکشورها)
1-1 ایران
1-2 افغانستان
بخش دوم: نظارت بر دموکراسی
2-1 ایران، انتخابات ریاست جمهوری دهم
2-2 افغانستان، ابطال انتخابات اخیر
نتیجه: ... دموکراسی در غیاب نهادهای نظارتی کارآمد، یعنی هیچ!
فهرست منابع: -
عنوان:
"سیما"ی ایران و تضعیف گستره ی عمومی
مقدمه: ارائه ی تعریفی از حوزه ی خصوصی و حوزه ی عمومی و نقش رسانه ها در گسترش و تقویت حوزه ی عمومی. (مقدمه بر پایه ی مبانی تئوریک)
بخش اول: بررسی عملکرد تلویزیون ملی ایران
1-1 عدم وجود تکثر رای و نظر در تولیدات
بخش دوم: راهکارها
2-1 رسانه ی خصوصی!
نتیجه: -
فهرست منابع: -
عنوان:
"وحدت ملی"
مقدمه: ایجاد اختلاف میان بزرگان نظام جمهوری اسلامی پس از 30 سال و در پی آن بروز بحران مشروعیت برای نظام. سؤال: چرا در 30 سالگی نظام که بایستی دوره ی بلوغ آن نامیده شود و انتظار ثبات و هماهنگی بین ارکان و نهادهای آن، انتظار گزافی نیست، "وحدت" به مهمترین موضوع روز بدل شده است؟!! (توصیف ماوقع)
بخش اول: کلیات
1-1 وحدت چیست؟
1-2 وحدت ملی چیست؟
1-3 "طرح وحدت ملی" چیست؟
بخش دوم: موافقان و مخالفان طرح وحدت ملی
2-1 جریان چپ
2-2 اصولگرایان سنتی
2-3 اصولگرایان تندرو
2-4 ...
نتیجه: -
فهرست منابع: -
عنوان:
نیاز ایران؛ توسعه یا درک توسعه؟!
مقدمه: مروری اجمالی بر نظریات توسعه و همچنین طرح سؤال: چرا ایران بعد از 4 برنامه ی عمرانی (پیش ازانقلاب) و 5 برنامه ی توسعه (پس از انقلاب) در مسیر توسعه قرار نگرفته است؟! (مقدمه بر پایه ی مبانی تئوریک)
1- عدم احساس لزوم توسعه در سطوح مختلف از حاکمیت تا شهروندان
2- عدم وجود اتفاق نظر برای اولویت بندی در توسعه
3- بلندپروازی و عدم واقع گرایی در سیاست گذاری (به طور مثال یکی از بندهای ابلاغی رهبر به رئیس جمهور در برنامه ی پنجم توسعه: تلاش برای اصلاح ساختار سازمان ملل!!!)
4- سرپیچی مسئولان و بی اعتنایی دولت ها به برنامه ها
نتیجه: ایرانیان لزوم توسعه را درک نکرده اند و دلیلی برای زحمت دادن به خودنمی بینند! نگاه به کشورهای هم ردیف، تنها احساس داشتن "برنامه ی توسعه" را در آنها بیدار کرده است، نه رسیدن به خود "توسعه" را.
فهرست منابع: -
عنوان:
ایران، کشور سرمایه دار فقیر!
مقدمه: چرا ثروت نفت در ایران باعث رشد اقتصادی نمی شود؟! یا نشده است؟!
1- اتکای دولت به پول نفت.
2- عدم درآمد زایی دولت در ایران.
3- دولت به مثابه توزیع کننده ی سرمایه (پراکنده کردن ثروت حاصل از نفت) و نه جذب کننده ی سرمایه ( جذب خرده سرمایه های شهروندان و ایجاد و راه اندازی صنایع جدید)
نتیجه: -
فهرست منابع: -
عنوان:
بررسی تطبیقی عملکرد شهرداری های اراک و کرج طی چهارسال اخیر
مقدمه: بیان مختصری از تجربیات خودم در چهار سال اخیر در شهرهای اراک و کرج
1- زمان صرف شده برای پروژه های عمرانی و نوسازی
2- نصب بیلبردهای تبلیغاتی و تعیین جایگاه ها و محتوای بیلبردها
3- خیابان ها: اراک و تخریب های ناگهانی و بدون اطلاع رسانی قبلی، کرج و تسریع تخریب ها و نوسازی های جدید با اطلاع رسانی قبلی.
4- وضعیت سطل های مکانیزه؛ از ظهور تا نحوه ی استفاده ی شهروندان.
5- ذهنیت شهروندان از شهردار
نتیجه:-
فهرست منابع:-
توضیح: این امر بر نگارنده پوشیده نیست که در مورد چنین موضوعی ، انجام تحقیق پیش از نگارش مقاله مناسب تر است. همچنین پرداختن به علل تفاوت ها از جمله میزان بودجه و اعتبارات، عوامل سیاسی و همینطور تعویض پی در پی شهردار اراک، لازم و ضروری است که شاید بتوان موارد مذکور را در نتیجه ی مقاله گنجاند (!I Don’t Know).
عنوان:
ایران؛ ورود به سیاست مدرن یا آغاز استبدادی نوین؟!
مقدمه: بررسی فضای سیاسی از مقدمات انتخابات ریاست جمهوری دهم تا روزهای پس از تشکیل کابینه ی دهم و حتی روزهای پس از آن! (توصیف ماوقع)
بخش اول: مقدمات ورود به سیاست مدرن
۱-۱ اقدام بی سابقه ی صدا و سیما در پخش مناظرات انتخاباتی
۱-۲ نقش روزنامه ها در انعکاس بی پرده ی مواضع احزاب و سیاستمداران
۱-۳ موضع گیری سیاستمداران به طور مشخص و بدون ملاحظات مرسوم
بخش دوم: آغاز استبدادی نوین
۲-۱ وقوع تقلب گسترده و مهندسی شده در انتخابات ریاست جمهوری دهم
۲-۲ سعی صداو سیما (به عنوان ارگان یک حزب) در تحمیق اقکار عمومی پس از انتخابات
۲-۳ جانبداری صریح رهبر از یک حزب و دامن زدن به اختلافات
۲-۴ سرکوب پی در پی معترضان به نتایج انتخابات از طریق تریبون های رسمی
نتیجه:-
فهرست منابع:-
|
|